مرتضى مطهري
279
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
پس فرق خداپرست موحد و عالم غيرخداپرست امروزى در اين شد كه اولى افعال را به صيغهء معلوم و با ذكر فاعل بيان مىكند و دومى به صيغهء مجهول حرف مىزند . . . اشكالى كه دانشمندان غيرخداپرست دارند اين است كه مىگويند چگونه كسى را كه نمىشناسيم و نمىتوانيم وصف كنيم قبول نماييم ؟ بعلاوه وقتى به خدا قائل شديم بايد پى اين برويم كه او از كجا آمده و چگونه درست شده است ؟ پس چون مسئله حل نمىشود و نقطهء مجهول يك مرحله عقب مىرود ، بهتر است پاى خود را از حدود محسوسات طبيعت فراتر نگذاريم و از وجود و عدم خدا فعلًا صحبت نكنيم . در جواب آقايان بايد گفت : اولًا هيچ پيغمبرى ( و بنابراين خود خدا ) نخواسته ما خدا را كما هو بشناسيم و وصف كنيم ، سهل است كه منع هم كردهاند و آنچه را ما بتوانيم وصف يا درك كنيم ناچار از نوع خودمان است پس خدا نيست . بنابراين توقع چنين معرفتى را فعلًا نبايد از خود داشته باشيم . ثانياً وقتى عقب و جلو رفتن مجهول تفاوت نمىكند ( 1 ) چرا بر خلاف عادت و معمولى كه در همه چيز و همه جا داشته براى هر فعلى فاعلى و براى هر نظمى ناظمى را سراغ مىدهيم ، در مورد فاعل كل و ناظم اصلى اينقدر لجاج به خرج بدهيم و تكبر و تجاهل نماييم ؟ وقتى به قانون احترام مىگذاريم ، چرا به قانونگذار بىاعتنا باشيم ؟ . اولًا ماديين منكر اين نظم كه نظم فاعلى و ناشى از عليت فاعلى است نيستند .
--> ( 1 ) اين نمونهء كاملى است براى مطلبى كه در صفحهء 282 خواهد آمد كه استدلال از مصنوع به صانع ، شناسايى به وجود نمىآورد و حداكثر مجهولى به وجود مىآورد به اين صورت كه عالم ماده به خودى خود قابل توجيه نيست . عجيب است كه اين افراد با اين مايه از خداشناسى ، ديگران را با چه شدتى مورد حمله قرار مىدهند .